مردی که مرده بود
- تعداد بازدید:
نشان لیاقت
- تعداد بازدید:

یکی بود یکی نبود
- تعداد بازدید:
حجاب اجباری یست یا نیست
- تعداد بازدید:


جوک رشتی، ناموس ، قتل و جنایت!
- تعداد بازدید:
می دانیم جایمان کجاست
- تعداد بازدید:
ملت گرائیبرداشت آزاد ...
- تعداد بازدید:
ملغمه ای بنام ایران و ایرانی
- تعداد بازدید:
در پی اعلام این نکته که تاکنون 65000 شرکت تجاری ایرانی در دبی ثبت شده
اند، یکی از ایرانیان گفت: ما ایرانی ها صبح در تهران از خواب بیدار می
شویم. محل شرکت تجاری و مرکز خریدمان در دبی است؛
استعدادمان در تهران کشف شده، اما نبوغمان در اروپا شکوفا می شود؛
برای تحصیل به فرانسه یا لندن می رویم، اما چون از کار در اروپا خوشمان
نمی آید، در ایالات متحده آمریکا کار می کنیم، و هر وقت بیکار شدیم برای
گرفتن حقوق بیکاری به اروپای مرکزی می رویم؛
برنامه های تلویزیونی مان از لوس آنجلس پخش و در خرم آباد دریافت می شود.
فیلم های مان را در بیابان های ایران می سازیم، اما در ونیز و پاریس و
برلین آنها را نمایش می دهیم و از آنجا جایزه فیلمسازی می گیریم؛
در کلن طرفدار جمهوری و در تهران طرفدار سلطنت هستیم؛
مهم ترین مقالات سیاسی مان در اوین نوشته می شود، اما در پاریس خوانده می شود؛
از واشنگتن نامزد انتخابات می شویم، اما صلاحیتمان در تهران رد می شود،
بنابراین در برلین انتخابات را تحریم می کنیم و در لندن تصمیم می گیریم
رفراندوم برگزار کنیم؛
در هلند عضو پارلمان و در
اسرائیل رئیس جمهور می شویم، در تهران با حکومت مخالفت می کنیم، در عراق
با حکومت می جنگیم، اما در لبنان از حکومت دفاع می کنیم؛
در تهران کنسرت موسیقی راک برگزار می کنیم،اما در فرانکفورت کنسرت موسیقی
سنتی مان با استقبال آلمانی ها روبرو می شود؛
در آنکارا در کنسرت موسیقی پاپ ایرانی شرکت می کنیم، اما در آنتالیا می
رقصیم، در کانادا برنده مسابقه ملکه زیبایی می شویم، حقوق زنانمان در
مشهد نقض می شود، اما در سوئد از حقوق زنان دفاع می کنیم؛
ولیعهدمان در امریکاست، ملکه مان در یکی از شهرهای فرانسه زندگی می کند،
رئیس جمهور سابقمان در پاریس زندگی می کند، رئیس قوه قضائیه مان متولد
عراق است، در عوض نخست وزیر عراق سالها در ایران زندگی می کرد و رئیس
جمهور اسرائیل متولد ایران است؛
در ایران زندگی می کنیم، در ترکیه تفریح می کنیم، در آمریکا پولدار می
شویم و برای مرگ به ایران برمی گردیم ...؛
طنزی از ایتالو کالوینو
- تعداد بازدید:
گفتگوی شادروان دکتر مصدق با آندره بریسو، خبرنگار فرانسوی در 15 ژوئیه 1951
- تعداد بازدید:
اعراب با ایران چه کردند
- تعداد بازدید:
آدمهای خاکستری
- تعداد بازدید:
این روزها جای آدمهای خاکستری در زندگی ام واقعا خالیست ، از این آدمهای سیاه و سپید خسته ام .
محض رضای خدا یکی شان هم خاکستری نیست تا برای روزهای تنهاییم دوست بماند.
از کنار هر کسیکه رد می شوی با همه وجودش به شعورت تنه می زند، به همه آنچه جمع کرده ای یک گوشه ، برای آنکه بگویی من هم آدمم .
تا وقتی همه ی دردهایت را تلمبار کنی گوشه ی قلبت برای همه قابل استفاده میمانی و بعد از آن مثل یک روزمرگی همیشگی، می شوی یک گوشه از زندگیشان
خیلی که آدم باشند هر یک در میان فرا موشی ، نامت را به خاطر می آورند آن هم به خاطر همه بدی هایی که در حقشان کرده ای!!! .
این روز ها فکر می کنم باید آدم دیگری باشم .
بعضی از آدم های زند گی ام مثل زنگ موبایل شده اند ، حتما باید کوکشان کنی تا صدایشان را بشنوی !! کوکشان که نکنی خواب می مانی، جا می مانی از بودن در کنار آنها.
بعضی ها هم مثل تر مز بریده ها ، همیشه از تو جلو می زنن و بعد هی غر می زنند که فلانی چرا نمی رسی !!
دلم مدتهاست که برای دوستانی که هم پای من بوده اند تنگ شده است ، جایشان همیشه یک گوشه قلبم سبز است
جایشان بین حفره ی هزار و یک و هزار و دو ی قلبم است.
جاییکه دست هیچ کسی به آنها نمی رسد ،
فراموشی خاطره ها زور ش نمی رسد که کمر نگ شان کند
فرقی نمی کند که بعد ها آلزایمر بگیری یا تومور بدخیم مغزی تا خاطره هایت را پاک کند، یا بعد از یک تصادف جانانه تهی از هر خاطره ای شوی .
حسی مثل یک تولد از نو ، تو را زنده می کند، با خاطره ی کسانیکه نگذاشتی روی طاقچه عادتهایت بمانند وبگندند .
تو در هر لحظه از زندگیت لینک می شوی به آدمهایی که میدانی مثل یک حریم پاک ، دوستی هایشان را فریاد نمی زند ، جیغ نمیکشند، وسط این صفر و یک های مضحک ! از لابلای این همه سیم یا بی سیم وایرلس .
دلم برای این آدمها تنگ میشود،آدمهایی که خاکستری اند و قابل باور.
آدمهایی که وسط تنه زدن های هر روز دیگران ، کمی کنارت می ایستند و توی چشمهایت نگاه می کنند و به یادت می آورند که تو هنوز زنده ای حتی زیر آوار همه باور هایت .
استبداد ، اختلاس ، حجاب ، ماهواره ، اینترنت
- تعداد بازدید:
اگر بودجه و مشغله ی فکری که برای این اصول پنج گانه در نظر گرفته ای را ، صرف فقرای جامعه و مردم می کردی ، اگر آن همه دغدغه فکری را برای دانشجویانی که پول شهریه ترم هایشان را ندارند می گذاشتی و اگر آن همه انرژی را برای کمک به روشنفکران و کارآفرینان این سرزمین صرف می کردی ، اکنون لازم نبود تنگه هرمز را ببندی و کابل های اینترنت را از دوشاخ بکشی !!
مردم ما نه عرب هستند و نه دختران شان را زنده بگور می کرد اند که اینگونه نقاب فضیلت گرایی را بر چهره زده ای
روزی باید ، جوابگوی تمام فرصت هایی باشی که بخاطر فقر مالی و فشار های اجتماعی از مردم این سرزمین گرفتی . اینجا ایران است ، نه کره ی شمالی ، راه را اشتباه آمده ای
ژاپن که بودم یه روز دوشنبه رفتم :
- تعداد بازدید:
از وبلاگ راز سر به مهر : http://mmoeeni.blogspot.com/
ژاپن که بودم یه روز دوشنبه رفتم سر کار دیدم تو خیابون پر پلیس و شلوغه؛ وضع غیرعادی بود. یه کم پرس و جو کردم دیدیم یکی خودکشی کرده. البته اینقدر تو ژاپن خودکشیزیاد بود که دیگه خیلی جای تعجب نداشت. پرسیدم: چرا طرف خودکشی کرده؟ فهمیدم طرفمهندس پیمانکار یه ساختمان بوده. قرار بود روز جمعه ساختمان رو طبق قرارداد تحویلصاحب اش بده. روز جمعه ساختمان کارش تموم نشده بود مهندس پیمانکار از صاحب ساختماندو روز شنبه و یکشنبه مهلت میخواد که ساختمان رو ساعت هشت روز دوشنبه اول روز کاریبهش تحویل بده. تو این ۴۸ساعت مهندس و تیمش هر کاری می کنند نمیتوانند کارهای نیمهتمام ساختمان رو تمام کنند و ساختمان رو آماده تحویل کنند. روز دوشنبه که صاحبساختمان برای تحویل خونه میاید با جسد حلق آویز شده مهندس پیمانکار مواجه می شه. حالا نکته جالب اش می دونی واسه من چی بود؟ این ساختمان فقط نصب پریز و برق و نظافتاش مونده بود. به دوستان ژاپنی به تعجب می گفتم این چه آدمی بود خب چرا خودکشی کردهبرای همچین موضوع کوچکی. این دیگه خودکشی نداره که. آنها با دهان باز نگاه می کردندمی گفتند خودکشی نداره؟ این آینده شغلی اش به پایان رسیده بود. دو بار زیر قولش زدهدیگه کسی بهش کار نمیداد. چه آدم خوبی بود خودکشی کرده آفرین به این شعورش. میدونی میخواهم چه نکته ای رو بگم تفاوت دیدگاه من رو که فکر می کنم چه آدم احمقی بود برای این موضوع خودکشی کرد دوستان ژاپنی که با دیده تحسین و افتخار به این موضوع نگاه میکردند. فرق دیدگاه رو می بینی؟" /ا.
هم وطن حالم بد است
- تعداد بازدید:
از رفتار خودم، شما،هموطنانم حالم بد است
از طرز رانندگیتان ،
از صفهای صد شاخه تان ،
از هجوم تاتارگونه تان به جعبه خرما یا شیرینی خیرات شده ،
از برخورد و نگرش تان نسبت به جنس مخالف ،
حکایت ما
- تعداد بازدید:
رده بندی کشورها از نظر شادی
- تعداد بازدید:
داستان از یک نظر خواهی BBC شروع شد. در این نظر خواهی، آمار نشون داد که ۸۱ ٪ از مردم انگلیس، به جای افزایش ثروت از دولت توقع دارند که زندگی شادتری براشون فراهم کنه.
سئوال اینجا بود که چطور؟ به عنوان اولین قدم، دانشگاه لیسستر، پروژه ای با هدف رتبه بندی کشورها از نظر شادی مردمشون تعریف کرد. نتایج این رتبه بندی و دلایل شادی ملتها خیلی خیلی جالب بود به خصوص ایران! ! !
!!!!و تو چه دانی که کانادا کجاست؟
- تعداد بازدید:
... و آنانکه اموال و پول بانکها را بردند و انفاق نکردند، بزودی آنان را در کانادا جای خواهیم داد و تو چه میدانی کانادا کجاست؟ در آنجا رودهای بسیاری در زیر درختانش جاریست و حوریان خوش اندام با نوشیدنی های گوارا منتظر اختلاس کنندگان هستند. این پاداش کسانی است که با اعتقاد کامل اختلاس میکنند و جیم میشوند. باشد که شما هم پیروی کنید.
تست اطلاعات عمومی اجتماعی
- تعداد بازدید:
۱. تفاوت "حضرت والا" و "حضرت آقا" را توضیح دهید!
۲. دو کلمهء "مقام عظمای ولایت" و "شاهنشاه آریا مهر" را تعریف کنید!
۳. معنی عبارتهای " جانم فدای رهبر" و " جان نثار" را به طور خلاصه شرح دهید!
۴. دو کلمهء "بیت" و "کاخ" چه تفاوتهایی دارند؟!
۵. تفاوت دو گروه "عاشق ولایت" و "سلطنت طلب" را در چند سطر توضیح دهید!
۶. "بنیاد پهلوی" و "بنیاد علوی" چه کارکردهایی داشته و دارند؟!
...
داستان جدید:
- تعداد بازدید:
سرپرست وزارت آموزش و پرورش می گوید: کتاب های درسی دختران و پسران باید جدا
بشود. البته اینکه چرا خداوند بزرگوار برای دختران و پسران و مردان و زنان یک
کتاب فرستاده از اسرار است و اسرار را نه سرپرست وزارت آموزش و پرورش می داند و
نه دختران و پسران.
احتمالا در کتاب درسی دختران داستان دهقان فداکار اینگونه خواهد شد:
صغرا خانم فداکار
صغرا خانم فداکار خیلی ناراحت شد اول خواست پیراهنش را در بیاورد به چوبدستی اش
ببندد به و آتش بزند، بعد یادش آمد که لخت می شود و اگر چشم مسافران نامحرم
به او بیفتد، خدا او را با چوبدستی اش در آتش جهنم می اندازد. بعد خواست چادرش
را استفاده کند که یاد موهایش افتاد. سپس متوجه شد لازم نیست مثل مردها به هر
بهانه ای لخت بشود، او زن است و خدا به او عقل داده لذا نفت فانوسش را ریخت روی
چوبدستی اش و آن را آتش زد و چون دویدن برای زن بد است سلانه سلانه به طرف قطار
رفت اما دیگر دیر شده بود و قطار با سنگ ها برخورد کرد و همه ی مسافران شهید
شدند اما صغرای فداکار دین و اعتقادش را زیر پا نگذاشت.
انا لله و انا الیه راجعون
طرح تفکیک جنسیتی
- تعداد بازدید:
بعد از اجرای موفقیت آمیز طرح تفکیک جنسیتی در سراسر اماکن خصوصی و عمومی کشور ؛ به بررسی روند رشد و نمو یک کودک (پسر) از مهد کودک تا پیری میپردازیم :
اسم کودک را جواد در نظر میگیریم که همراه با همکلاسی خود به نام رضا در حال برگشت از مهد کودک است.
1) در مسیر برگشت از مهد کودک :
لضا لضا (همان رضا ) مامانم میخواد لنج (گنج) طلا بیاره ها !
رضا : مامان چیه ؟!
2) 3 سال بعد در مسیر رفت به مدرسه داخل سرویس مدرسه
راننده رو به بچه های داخل سرویس : همه زود چشاشونو ببندن داریم از کنار یه مدرسه دخترانه رد میشیم!
جواد : رضا رضا ، دختر چیه ؟
3 ) 5 سال بعد از 3 سال ؛ زنگ تفریح ؛ مدرسه راهنمایی
رضا : جواد من دیشب از بالای پشت بوم یه چیزی تو حیاط خونه همسایه دیدم.
جواد : چی ؟
رضا : دختر ! دختر ! بالاخره دیدم
جواد : جون مادرت ؟! یالاه بگو چه شکلی هستن اینا !
4) 4 سال بعد از قبلی! سرکوچه جواد اینا
رضا : جواد چیکار داشتی گفتی زود بیا
جواد : رضا دیشب یکی به گوشیم زنگ زد.صداش خیلی عجیب غریب بود.یواشکی حرف میزد و میگفت یه دختره و از من میپرسید آیا پسرم ؟!
رضا : تو چی گفتی ؟
جواد : گفتم آره پسرم و بعدش دختره غش کرد !
5 ) 6 سال بعد ؛ دانشگاه
جواد : رضا راسته میگند پشت این دیواره پر از دختره ؟!
رضا : آره منم شنیدم.میشنوی دارن میخندن! مگه اونا هم میخندن ؟
6 ) چند سال بعد ، شب خواستگاری
جواد : ببخشید یعنی الان شما واقعا یه دخترید ؟!
7 ) چند ماه بعد ، شب ازدواج
جواد : خوب الان باید چیکار کنیم ؟!
خانم : هیچی دیگه ،خسته ایم باید بخوابیم.شما هم برو تو اتاق خودت بخواب!
8 ) خیلی سال بعد ، دوران کهولت
جواد : دیشب مادر خدا بیامرزم به خوابم اومد گفت نمیخواهید بچه بیارید ؟
خانم : از کجا بیاریم.تو جهیزیه من که بچه نبود ، تو چرا نخریدی یه دونه ؟
9) خیلی سال بعد
نسل ایرانی منقرض شد...
چگونگی بروز بحران
- تعداد بازدید:
مردان قبیله سرخ پوست از رییس جدید می پرسن: «آیا زمستان سختی در پیش است؟»
رییس جوان قبیله که هیچ تجربه ای در این زمینه نداشت، جواب میده «برای احتیاط برید هیزم تهیه کنید» بعد میره به سازمان هواشناسی کشور زنگ میزنه: «آقا امسال زمستون سردی در پیشه؟»
پاسخ: «اینطور به نظر میاد»، پس رییس به مردان قبیله دستور میده که بیشتر هیزم جمع کنند و برای اینکه مطمئن بشه یه بار دیگه به سازمان هواشناسی زنگ میزنه: «شما نظر قبلی تون رو تایید می کنید؟»
پاسخ: «صد در صد»، رییس به همه افراد قبیله دستور میده که تمام توانشون رو برای جمع آوری هیزم بیشتر صرف کنند. بعد دوباره به سازمان هواشناسی زنگ میزنه: «آقا شما مطمئنید که امسال زمستان سردی در پیشه؟»
پاسخ: بگذار اینطوری بگم؛ سردترین زمستان در تاریخ معاصر!!!
رییس: «از کجا می دونید؟»
پاسخ: «چون سرخ پوست ها دیوانه وار دارن هیزم جمع می کنن!!
خیلی وقتها ما خودمان مسبب وقایع اطرافمان هستیم
دلایل جالب برکناری دو مقام اروپایی
- تعداد بازدید:
می دونین وقتی توی تلویزیون ما می گن فلان مقام اروپایی یا آمریكایی متهم به فساد مالی شد یعنی چی؟
به گزارش عصر ایران، روزنامه اردنی الدستور نوشت: شهردار استکلهم پایتخت سوئد که همزمان ریاست یکی از احزاب این کشور را نیز برعهده دارد ناگهان بدون مقدمه و به صورت ناگهانی خود را در میان موجی از انتقادات و خشم کم نظیر مردمی دید و از
طرف مطبوعات و رسانه ها به فساد مالی متهم شد.
البته شهردار استکلهم در واکنش به این انتقادات قسم یاد کرده که در پمپ بنزین، متوجه جا گذاشتن کیف پول خود می شود و لذا مجبور شده از کوپن های دولتی برای پرداخت هزینه بنزین استفاده کند. وی اضافه کرد: در این شرایط چه باید می کردم ؟ آیا باید با پای پیاده به شهرداری می رفتم یا اینکه از سایر شهروندان پول قرض می گرفتم؟ من فقط کیف پولم را جا گذاشته بودم.این خبر را که مربوط به مدتی پیش است بخوانید: شهردار استکلهم به دلیل پرداخت هزینه بنزین خودروی شخصی اش از بیت المال، مجبور به کناره گیری شد.
وی در نهایت مجبور به کناره گیری از سمت شهردار استکلهم شد.
تمام این اتهام شهردار استکلهم این بود که خانم شهردار با استفاده از کوپن های دولتی (ژتون)، برای خودروی شخصی خود بنزین زده است.
منتقدان و مطبوعات در سوئد گفته اند: اگر شهردار از اموال عمومی استفاده شخصی کند پس دیگر کارمندان شهرداری با اموال عمومی به دست آمده از مالیات های عمومی، چه می کنند و این مبالغ را چگونه هزینه می کنند؟
.
البته مطبوعات و منتقدان این توجیه های خانم شهردار را نپذیرفته و گفتند: این توجیه ها برای شهردار استکلهم مناسب نیستند و وی می توانست به جای خیانت در امانت، خودروی خود را ترک و از وسایل حمل و نقل عمومی برای رسیدن به مقصد استفاده کند.
شهردار استکلهم علاوه بر کناره گیری از سمت خود، از جایگاه حزبی اش نیز به عنوان رئیس حزب، کنار گذاشته شد تا به کلی از صحنه سیاسی سوئد حذف شود.
یک رویداد مشابه در فنلاند
این درحالی است که پیش از این وزیر بهداشت فنلاند نیز به دلیل کشف فساد مالی اش مجبور به استعفا شد.
این وزیر فنلاندی به هزینه دولت، سه مرتبه با همسر خود تماس تلفنی بین المللی برقرار کرده بود.
این حادثه باعث خشم و عصبانیت افکار عمومی و مطبوعات فنلاند شد چرا که این فرد با سوءاستفاده از جایگاه خود به عنوان وزیر کابینه با هزینه پرداختی توسط مالیات دهندگان فنلاندی سه مکالمه بین المللی شخصی انجام داده بود.
این وزیر فنلاندی نه تنها استعفا کرد بلکه پرونده ای برای وی در دادگاه تشکیل و مجبور شد هزینه این سه تماس تلفنی بین المللی را بپردازد
تا بحال اصطلاح شهر هرت رو زیاد شنیدید اما از خودتون پرسیدید واقعا شهر هرت کجاست؟
- تعداد بازدید:
- شهر هرت
جایی است که رنگهای رنگین کمان مکروهند و رنگ سیاه مستحب.
- شهر هرت جایی است که اول ازدواج می کنند بعد همدیگر رو می شناسن.
- شهر هرت جایی است که بهشتش زیر پای مادرانی است که حقی از زندگی و
فرزند و همسر ندارند..
- شهر هرت جایی است که درختها علل اصلی ترافیک اند و بریده می شوند تا
ماشینها راحت تر برانند.
- شهر هرت جایی است که کودکان زاده می شوند تا عقده های پدرها و
مادرهاشان را درمان کنند.
- شهر هرت جایی است که شوهر ها انگشتر الماس برای زنانشان می خرند اما
حوصله 5 دقیقه قدم زدن را با همسران ندارند.
- شهر هرت جایی است که با میلیاردها پول بعد از ماهها فقط می توان برای
مردم مصیبت دیده، چند چادر برپا کرد.
- شهر هرت جایی است که خنده نشان از جلف بودن را دارد.
- شهر هرت جایی است که مردم سوار تاکسی می شن زود برسن سر کار تا کار
کنن وپول تاکسیشونو در بیارن.
- شهر هرت جاییه که نصف مردمش زیر خط فقرن اما سریال های تلویزیونی رو
توی کاخها می سازن.
- شهر هرت جایی است که گریه محترم و خنده محکومه.
- شهر هرت جایی است که وطن هرگز مفهومی نداره و باعث ننگه پس
میرویم ترکیه و دوبی و اروپا و آمریکا و ........ را آباد میکنیم..
- شهر هرت جایی است که هرگز آنچه را بلدی نباید به دیگری بیاموزی.
- شهر هرت جایی است که وقتی می ری مدرسه کیفتو می گردن مبادا آینه داشته
باشی.
- شهر هرت جایی است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و
... است
- شهر هرت جایی است که توی فرودگاه برادر و پدرتو می تونی ببوسی اما
همسرتو نه ....
- شهر هرت جایی است که وقتی از دختر می پرسن می خوای با این آقا زندگی
کنی می گه: نمی دونم هر چی بابام بگه.
- شهر هرت جایی است که وقتی می خوای ازدواج کنی 500 نفر رو دعوت می کنی
و شام میدی تا برن و از بدی و زشتی و نفهمی و بی کلاسی تو کلی حرف بزنن..
- شهر هرت جایی است كه مردمش پولشان را توی چاه میریزن و دعا میکنن که
خدا آنها را از فقر نجات بده...
- شهر هرت جایی است که به بعضی از بیسوادها میگن پروفسور.
- شهر هرت جایی است که در آن دلال و دزد به مهندس و دکتر فخر میفروشند.
- شهر هرت جایی است که مردگان مقدسند و از زنده ها محترمترند.
شهر هرت جایی است كه ...........
مواد درسی امسال
- تعداد بازدید:
موضوع انشا:
1) نیویورك خود را چگونه گذراندید؟
2) علم بهتر است یا جریان خاص؟
3) دوست دارید در آینده رحیم مشایی شوید؟ چرا؟
4) موضوع انشا (مناطق) آزاد
5) [...]
ریاضی:
1) اگر قیمت خانه در سال اول از قرار متری 300 هزار تومان باشد و در سال هشتم از قرار متری دو میلیون تومان باشد، ثابت كنید در هشت سال قیمت خانه ثابت مانده است.
2) جعفرقلی بیكار است. او دارای مدرك دانشگاهی و بیست و شش سال سن است. اگر در شش سال، هر سال دو تا سه میلیون شغل ایجاد شده باشد، الان جعفرقلی چندشغله است؟ اگر شونزده شغل بهش رسیده باشد چرا الان بیكار است و درآمد و بیمه هم ندارد؟
3) جعفرقلی هشتش گرو نهاش است اما تلویزیون میگوید جعفرقلی خوشبخت است و خوشی زیر دلش زده است. با ذكر فرمول نشان دهید چرا جعفرقلی احساس بدبختی میكند؟
4) [...]
5) اگر یارانه نقدی ماهانه نفری 40هزار تومان باشد واقعا چی كار كنیم باهاش؟ با رسم شكل توضیح دهید.
علوم:
1) نحوه تولید كیك زرد را با ذكر فرمول بنویسید و در انتها نیم كیلو كیك زرد در زیرزمین مدرسه تولید كنید.
2) با ذكر فرمول ثابت كنید احیای چای ایرانی و گندم ایرانی و برنج ایرانی با كیمیاگری و تبدیل مس به طلا تفاوتی ندارد.
جغرافیا:
1) دریای خزر چند درصدش برای ما است و با روسیه چه كار كنیم در كل؟
2) برای خشك شدن دریاچه ارومیه چه راههایی داریم؟
3) برای از بین رفتن جنگلها سه راه جدید پیشنهاد دهید. (توجه كنید كه قاچاق چوب، فروش به بخش خصوصی و آتشسوزی راههای جدید نیستند)
4) [...]
تاریخ:
1) مكتب ایرانی را شرح دهید و شكل اسفندیار رحیممشایی را بكشید.
2) قبل از اینكه آقای محمود احمدینژاد رییسجمهور شود دنیا چه شكلی بود؟
3) اولین كسی كه در طول تاریخ برای مدیریت جهان ثبت نام كرد چه كسی بود و چه شد؟
4) [...]
5) به غیر از امیر منصور آریا كدام شخص توانست، در طول تاریخ، سه سال بعد از مرگش فعالیت داشته باشد و 3000 میلیارد تومان اختلاس كند؟
پاسخها
پاسخهای خود را گوشه روزنامه یادداشت كنید. پاسخنامه در دفتر روزنامه، طبقه دوم، كشوی سوم از پایین موجود است.J
حسابداری و حسابرسی در زمان هخامنشیان
- تعداد بازدید:
نخستین مدرک کشف شده حسابداری در جهان، لوحههای سفالین از تمدن سومر در بابل (Babylon) است و قدمت آن به ۳۶۰۰ سال قبل از میلاد میرسد و از پرداخت دستمزد تعدادی کارگر حکایت دارد. تعدادی از اشیای شمارشی به شکل مخروط، کُره (تیله) و میله (باتونه) به دست آمده است. علاوه بر شوش، در «چغامیش» در نزدیکی شوش نیز دادههایی مثل مهرهها و گلولههای شمارشی و همچنین گلنوشتههای اقتصادی که نشاندهنده شمارش است، بهدست آمده است. در تخت جمشید و با یافتن حدود ۳۰ هزار لوح گلی که به خط ایلامی بوده، اطلاعات گرانبهایی را ارایه کرده است. این لوحها متعلق به «بایگانی دیوانی داریوش» بوده است. متن این لوحها بیشتر کوتاه و حاوی مطالبی درباره درآمدها و هزینههاست.
فایل صوتی را از اینجا بشنوید
ایرانیان قرنها به خبرگی و مهارت در امور مالی، محاسباتی و حسابداری، زبانزد جهانیان بودهاند. بهطوری که نظام مالی و اداری امپراتوری بیزانس در قرن هفتم میلادی، به تقلید از اصلاحاتی بوده که در قرن ششم میلادی در تشکیلات مالی، اقتصادی، پولی و حسابداری ایران به دست «انوشیروان» صورت گرفته است. نخستین مهارتها در گستره موضوعهای مالی، بانکی و حسابداری در ایران را به استناد اوحهای کشفشده در «بابل» و به دوران «فریدون» نسبت میدهند. در دورانی که میتوان بابل را پایتخت ایران به حساب آورد، اسناد و قراردادهای مالی مهم نوشته بر گل را در کوره میپختند تا از خطر نابودی ایمن بماند. مخارج بزرگان دربار و حتا شخص پادشاه، بدون استثنا و بهدقت بازبینی و حسابرسی میشده است.
در لوحهای فراوان گلی که از قسمت خزانه تختجمشید بهدست آمده است، روشن میشود که در زمان حکومت هخامنشیان سازمان اداری گسترده و منظمی وجود داشته که به همه زمینههای اقتصادی و اجتماعی کشور رسیدگی میکرده است. صورت کارگاههای خیاطی و فرشبافی و مبلسازی و میزان محصول کشتزارها، دامداریها و سهم ماهانه هر یک از کسانی که به کار مشغول بودهاند و دهها حساب دیگر در مرکز استانها نگهداری میشده است. الواح و اسناد پرسپولیس جنبه داستانی و روایتی ندارد، بلکه واقعیت عینی در این اسناد به وضوح مشخص است. عمده این اسناد، به دو بخش تقسیم میشود:
لوحهای به دست آمده در تخت جمشید، از نظام دستمزدها در زمان دایوش اطلاعات جالبی به دست میدهد. طبقهبندی دستمزدها بسیار غنی و از جهاتی چنان «مدرن» است که گاه پیشرفتهتر از امروز به نظر میآید...............
ادب اصیل ما
- تعداد بازدید:
شب سردی بود ….
پیرزن بیرون میوه فروشی زل زده بود به مردمی که میوه میخریدن …
شاگرد میوه فروش تند تند پاکت های میوه رو توی ماشین مشتری ها میذاشت و انعام میگرفت … پیرزن باخودش فکر میکرد چی میشد اونم میتونست میوه بخره ببره خونه …
رفت نزدیک تر …
چشمش افتاد به جعبه چوبی بیرون مغازه که میوه های خراب و گندیده داخلش بود …
با خودش گفت چه خوبه سالم ترهاشو ببره خونه …
میتونست قسمت های خراب میوه ها رو جدا کنه وبقیه رو بده به بچه هاش …
هم اسراف نمیشد هم بچه هاش شاد میشدن …
برق خوشحالی توی چشماش دوید ..
دیگه سردش نبود !پیرزن رفت جلو نشست پای جعبه میوه ….
تا دستش رو برد داخل جعبه شاگرد میوه فروش گفت : دست نزن نِنه ! وَخه برو دُنبال کارت ! پیرزن زود بلند شد …
خجالت کشید ! چند تا از مشتریها نگاهش کردند ! صورتش رو قرص گرفت …
دوباره سردش شد ! راهش رو کشید رفت …
چند قدم دور شده بود که یه خانمی صداش زد : مادر جان …
مادر جان ! پیرزن ایستاد …
برگشت و به زن نگاه کرد ! زن مانتویی لبخندی زد و بهش گفت اینارو برای شما گرفتم ! سه تا پلاستیک دستش بود پر از میوه …
موز و پرتغال و انار ….
پیرزن گفت : دستِت دَرد نِکُنه نِنه…..
مُو مُستَحق نیستُم ! زن گفت : اما من مستحقم مادر
من …
مستحق داشتن شعور انسان بودن و به هم نوع توجه کردن ودوست داشتن همه انسانها و احترام به همه آنها بی هیچ توقعی …
اگه اینارو نگیری دلمو شکستی ! جون بچه هات بگیر ! زن منتظر جواب پیرزن نموند …
میوه هارو داد دست پیرزن و سریع دور شد …
پیرزن هنوز ایستاده بود و رفتن زن رو نگاه میکرد …
قطره اشکی که تو چشمش جمع شده بود غلتید روی صورتش …
دوباره گرمش شده بود …
با صدای لرزانی گفت : پیر شی ننه ….
پیر شی ! خیر بیبینی
!
در تصاویرحکاکی شده بر سنگهای تخت جمشید هیچکس عصبانی نیست
هیچکس سوار بر اسب نیست
هیچکس را در حال تعظیم نمی بینید
در بین این صدها پیکر تراشیده شده حتی یک تصویر برهنه وجود ندارد.
این ادب اصیل مان است:نجابت - قدرت - احترام - مهربانی - خوشرویی

